| |||
|
به گزارش خبرگزاري فارس به نقل از رسا، آيتالله شيخ علي پناه اشتهاردي، استاد برجسته حوزه علميه قم و امام جماعت مدرسه علميه فيضيه امشب بعد از اقامه نماز جماعت مغرب كه در مدرسه علميه فيضيه قم اقامه كرد به ديار حق شتافت. | |||
ادامه مطلب...




و اما بعد.... با توجه به دعوت برخی خوانندگان به نظر آشنا { د..} مبنی بر تهیه کاسه آش خوری و دعوت از عقرب ها برای تکمیل قلعه حیوانات { همون جایی که قبلا اسمش خونه ی من بود} امروز صبح بعد از یک بی خوابی کوتاه { حدودا ۳۸ ساعت} که علتش را هم نمیدانم یک نمونه موجودیت دیگر از رتیل مذکور را مشاهده کردم که البته به گفته آگاهان گویا جفت رتیل زیر کاسه بوده و بنده خدا آمده بوده برای ملاقات وقت بگیره ولی از آنجا که خبر کاسه ماست خوری بد جور تن و بدن صنف رتیل های مقیم محله مان را لرزانده که تا من را دید گویی دیو هفت سر دیده که البته بنده خدا حق هم داشت با این چشمای قرمز کاسه خون گود افتاده من هر جانور{ توضیح اضافی: انسان هم نوعی جانور است} دیگری هم بود میترسید و فرار میکرد. به هر حال رفت پشت آب گرم کن و هر چه کند و کو کردم پیدایش نکردم که نکردم و از آنجا که در یخچال هویج نداشتم که سیاست چماق و هویج را برای بیرون کشیدنش اعمال کنم و فقط خیار داشتم تصمیم گرفتم نظریه های نخ نمای سیاست بین الرتیل رو زیر سوال ببرم و سیاست خیار و چماق رو پیاده کنم ولی نتوانستم چون چماق نداشتم. نا سلامتی ما قشر قلم به دستیم چماقمان کجا بود؟ بعد رفتم سراغ وعده وعید دادن که جون هر کی دوست داری بیا بیرون دارم از بی خوابی میمیرم تا تو اونجایی که من نمیتونم برم بخوابم . ولی دستم را خوانده بود میدانست که یک دست کامل کاسه ماست خوری دارم . نیامد که نیامد . هر چه وعده دادیم آبنبات گذاشتیم تو بسته پیشنهادی فرستادیم گفتیم عضو WTOR {سازمان تجارت جهانی رتیلها} میشیها !!! نخیر . نیامد که نیامد . منم چون باتری هام کاملا دشارژ شده بود دیگه با اصرار حاضر به مذاکره غیر مستقیم و تبادل اسرا شدم . که البته طرف مقابل از ما اسیر نداشت ولی اسمش را گذاشته بود تبادل اسرا . قرار شد اگر اون عنصر معلوم الحال زیر کاسه رو تحویل بدم برن دیگه پشت سرشونو نگاه نکن و ورود غیر مجاز رو به طور دائم به حالت تعلیق در بیارن ( دائم مینویسن موقت میخونن) . همچنین طرف مقابل قبول کرد که رتیل خاطی از مقام آن دانشمند بزرگ جناب موریس مانو به سبب بی تربیتی چند روز پیش عذر خواهی کند . که عکس رتیل مذکور را قبل از آزادی و در حال دلجویی از مانو میبینید . به هر حال مذاکرات و دیپلماسی نرم نتیجه داد و رئفت اسلامی شامل حال اسیر مذکور شد و در کوچه رها شد .{ امید وارم جفت مورد نظر هم به تعهداتش پایبند باشد و با زبون خوش طبق قرار قبلی از پشت آبگرم کن بیاد بیرون و بره دنبال کارش }

http://www.persianupload.com/files/dlt8ue8ikvfb3z7ymrff.jpg
این هم لینک عکس که اگر بالا نیامد مستقیم رویت شود


موجودی که عکس آن را در بالا مشاهده میکنید همانا یک رتیل است . یک نمونه از این گونه ترسناک و چندش آور دیشب در منزل بنده توسط خود بنده زمانی که مشغول خواندن معماری برای امتحان امروز بودم و در زمان سه و سی و چهار دقیقه بامداد شکار شد . این موجود پر رو در حالی که راست راست تو چشمای من نگاه میکرد از کنار موریس مانو قدم زنان در حال عبور بود و اصلا انگار نه انگار که اینجا خونه ی منه نه های پارک لندن . بنده هم که دیگه تاب این جسارت رو نداشتم نه به خودم بلکه به موریس مانو نداشتم رفتم تو آشبزخونه و یه کاسه ماست خوری رو برداشتم گذاشتم روی این رتیل بی ادب . و امروز هم تصمیم گرفتم بهش دست نزنم و ازش خواستم یا بسته پیشنهادی منو بپذیره یا از گشنگی بمیره ولی چون بعد از مذاکرات حاضر به پذیرش عذر خواهی و تعلیق موقت ورود به منزل بنده نشد هنوز همون زیره کاسه ماست خوریه . از همین رسانه بنده اعلام میکنم و هشدار میدم به تمام موجودات چندش آور این رده : هر گونه ورود غیر مجاز و بدون اجازه به منزل بنده مخصوصا در زمان مطالعه مخصوصا رد شدن از کنار یکی از کتابهای تخصصی ممنوع است و در صورت مشاده همینجا اعلام میکنم که به تعداد کافی کاسه ماست خوری موجود است و همیشه هم از بسته پیشنهادی خبری نیست .


شهید بهشتی از زبان خود وی
آزادی در اندیشه شهید بهشتی
تبيين فلسفي انقلاب اسلامي بر اساس حكمت متعاليه
مقالات و سخنرانی های شهید بهشتی روش برداشت از قرآن
سالشمار زندگی شهید بهشتی
مقالات شهید بهشتی عادت
مقالات شهید بهشتی موسیقی از نظر اسلام
مقالات شهید بهشتی نماز چیست
مقالات شهید بهشتی شب قدر
مقالات شهید بهشتی روش برداشت از قرآن
آثار منتشر شده درباره شهید بهشتی
سخنرانی شهید بهشتی پیرامون نقش تشكیلات در پیشبرد ا
|
|
در زمانی که ملت بزرگ ايران هر روز سرزنده تر و بالنده تر برای اهداف عاليه نظام جمهوری اسلامی ايران به رهبری مقام معظم رهبری مدظله العالی حماسه ای شکوهمند چون 27 خرداد و 3 تير می آفريند به راستی جای سید مظلوم انقلاب اسلامی که سینه ستبر خود را در برابر کینه بدخواهان قرار داد و مظلومانه فرو افتاد تا انقلاب بایستد، خالی است.
|
شكل گيري حزب جمهوري اسلامي يك هفته پس از پيروزي انقلاب اسلامي، جمعي از ياران صادق و لايق و وفادار امام (ره) كه چهره هاي شناخته شده دوران طولاني مبارزه عليه طاغوت بودند و همواره با جمع همفكران درد آشناي خود تلاش سارنده اي براي ايجاد يك تشكل صددرصد اسلامي داشتند، در 30 بهمن 1357 موجوديت حزب جمهوري اسلامي را اعلام نمودند... فاجعه 7 تير يک روز پس از سوء قصد به جان حضرت آيت الله خامنه اي در ششم تير ماه 1360، در ساعت 20 و 30 دقيقة شامگاه روز يکشنبه هفتم تير ماه 1360، جلسه اي در سالن اجتماعات دفتر مرکزي حزب جمهوري اسلامي واقع در سرچشمه تهران برگزار شد. افراد حاضر در جلسه نمايندگان مجلس، و برخي از اعضاي هيات دولت و... بودند و بحث روز درباره تورم بود، اما عده اي از اعضاء خواستند که درباره انتخابات رياست جمهوري نيز صحبت شود. شهيد بهشتي جملاتش را با اين عنوان آغاز کرد: «ما بار ديگر نبايد اجازه دهيم استعمارگران براي ما مهره سازي کنند و سرنوشت مردم ما را به بازي بگيرند و .....» اين آخرين کلمات آن بزرگوار بود که از لبانِ حقگوي ايشان بيرون تراويد. ناگهان انفجاري مهيب روي داد و در کمتر از ثانيه اي، از سالن اجتماعات حزب جهموري اسلامي جز تلي از خاک، چيزي نماند. فاجعه انفجار دفتر مرکزي حزب جمهوري اسلامي درتهران و شهادت مظلومانه هفتاد و دو تن از برجستگان و نيروهاي لايق و کارآمد انقلاب و در رأس آنها شهيد مظلوم آيت الله بهشتي از سوي سازمان جهنمي منافقين، عکس العمل استکبار جهاني و عوامل داخلي آنها در قبال برکناري بني صدر خائن و حذف ضد انقلاب از صحنه سياسي کشور توسط مسئوولين نظام اسلامي بود. عوامل اين جنايت بزرگ معتقد بودند که در اثر کشتار مسئوولان عالي رتبه، اوضاع کشور بهم مي ريزد و انقلاب اسلامي از بين خواهد رفت ولي به کوري چشم دشمنان، انقلاب ما پايدارتر شد و هيچگونه تزلزلي در ارکان نظام به وجود نيامد. در انفجار دفتر مرکزي حزب جمهوري اسلامي علاوه بر آيت الله بهشتي، تعداد زيادي از وزراي کابينه و نيز نمايندگان مجلس شوراي اسلامي به شهادت رسيدند. حضرت امام خميني (ره) پس از اين حادثه فرمودند: «ملت ايران در اين واقعه، 72 نفر به عدد شهداي کربلا را از دست داد. بهشتي خار در چشم دشمنان اسلام بود.»
پيام رهبر كبير انقلاب اسلامي امام خميني در رابطه با فاجعه بمب گذاري دفتر حزب جمهوري اسلامي ايران بسم الله الرحمن الرحيم، انا لله و انا اليه راجعون ملتي كه براي اقامه عدل اسلامي و اجراي احكام قرآن مجيد و كوتاه كردن دست جنايتكاران ابرقدرت و زيستن با استقلال و آزادي، قيام نموده است و به خود باکی راه نمي دهد كه دست جنايت ابرقدرتها از آستين مشتي جنايتكار حرفه اي بيرون آيد و بهترين فرزندان راستين او را به شهادت رساند. مگر شهادت ارثي نيست كه از مواليان ما كه حيات راعقيده و جهاد مي دانستند و در راه مكتب پرافتخار اسلام با خون خود و جوانان عزيز خود، از آن پاسداري مي كردند به ملت شهيد پرور ما رسيده است، مگر عزت و شرف و ارزشهاي انساني گوهرهاي گرانبهايي نيستند كه اسلام صالح اين مكتب عمر خود و ياران خود را در راه حراست و نگهباني از آن وقف نمودند. مگر ما پيروان پاكان سرباخته در راه هدف نيستيم كه از شهادت عزيزان خود به دل ترديدي راه دهيم، مگر دشمن قدرت آن دارد كه با جنايت خود مكارم و ارزشهاي انساني شهيدان عزيز ما را از آنان سلب كند، مگر دشمنان فضيلت مي توانند جز اين خرقه خاكي را از دوستان خدا و عاشقان حقيقت بگيرند. بگذار اين ددمنشان كه جز به (من) و ماهاي خود نميانديشند (ياكلون كما تاكل الانعام)، عاشقان راه خدا را از بند طبيعت رهانده و به فضاي آزاد جوار معشوق برسانند. ننگتان باد اي تفاله هاي شيطان، و عارتان باد اي خود فروختگان به جنايتكاران بين المللي كه در سوراخها خزيده و در مقابل ملتي كه دربرابر ابرقدرتها برخاسته است به خرابكاريهاي جاهلانه پرداخته ايد، عيب بزرگ شما و هوادارانتان آن است كه نه از اسلام و قدرت معنوي آن و نه از ملت مسلمان و انگيزه فداكاري او اطلاعي داريد. شما ملتي را كه براي سقوط رژيم پليد پهلوي و رها شدن ازاسارت شيطان بزرگ، دهها جوان عزيز خود را فدا كرد و با شجاعت بي مانند ايستاد و خم به ابرو نياورد نشناخته ايد. شما ملتي را كه معلول هايشان در تختهاي بيمارستانها آرزوي شهادت مي كنند و ياران را به شهادت دعوت مي كنند، نشناخته ايد. شما كوردلان با آنكه ديده ايد با شهادت رساندن شخصيتهاي بزرگ صفوف فداكاري در راه اسلام فشرده تر و عزم آنان مصم تر مي شود، مي خواهيد با به شهادت رساندن عزيزاني چون شهيد بهشتي و شهداي عزيز مجلس و كابينه با حربه ناسزا و تهمت هاي ناجوانمردانه حمله كرديد كه آنها را از ملت جدا كنيد و اكنون كه آن حربه از كار افتاد و كوس رسوائي همه تان بر سر بازارها زده شد در سوراخها خزيده و دست به جناياتي ابلهانه زده ايد كه به خيال خام خود ملت شهيد پرور و فداكار را با اين اعمال وحشيانه بترسانيد و نمي دانيد كه در قاموس شهادت واژه وحشت نيست. اكنون اسلام به اين شهيدان و شهيد پروران افتخار مي كند و با سرافرازي همه مردم را دعوت به پايداري مي نمايد و ما مصمم هستيم كه روزي رخش به بينيم و اين جان كه از اوست تسليم وي كنيم. ملت ايران در اين فاجعه بزرگ 72 تن بيگناه بعدد شهداي كربلا از دست داد، ملت ايران سرافراز است كه مرداني را به جامعه تقديم مي كند كه خود را وقف خدمت به اسلام و مسلمين كرده بودند و دشمنان خلق، گروهي را شهيد نمودند كه براي مشورت در مصالح كشور گردهم آمده بودند، ملت عزيز، اين كوردلان مدعي مجاهدت براي خلق، گروهي را از خلق گرفتند كه از خدمتگزاران فعال و صديق بودند. گيرم شما با دكتر بهشتي ، كه مظلوم زيست و مظلوم مرد و خار در چشم دشمنان اسلام و به خصوص شما بود، دشمني سرسختانه داشتيد، با بيش از 70 نفر بيگناه كه بسيارشان از بهترين خدمتگزاران خلق و مخالف سرسخت با دشمنان كشور و ملت بودند چه دشمني دانشتيد، جز آنكه شما با اسم خلق از دشمنان خلق و راه صافكنان چپاولگران شرق و غرب مي باشيد، ما گرچه دوستان و عزيزان وفاداري را از دست داديم، كه هر يك براي ملت ستمديده استوانه بسيار قوي و پشتوانه ارزشمند بودند، ما گرچه برادران بسيار متعددي را از دست داديم كه (اشداء علي الكفار رحماء بينهم) بودند و براي ملت مظلوم و نهادهاي انقلابي سدي استوار و شجره اي ثمربخش بشمار مي رفتند، لكن سيل خروشان خلق و امواج شكننده ملت با اتحاد و اتكال به خداي بزرگ هر كمبودي را جبران خواهد كرد. ملت ايران با اعتماد به قدرت لايزال قادر متعال همچون دريائي مواج به پيش مي رود و در مقابل ابرقدرتها وتفاله هاي آنان با صفي مرصوص ايستاده است و شما درماندگان عاجز را كه در سوراخها خزيده ايد و نفسهاي آخر را مي كشيد به جهنم مي فرستد و خداوند بزرگ پشت و پناه اين كشور و ملت است. اينجانب بار ديگر اين ضايعه عظيم را به حضور بقيه الله ارواحنا الفدا و ملتهاي مظلوم جهان و ملت رزمنده ايران تبريك و تسليت عرض مي كنم. من با بازماندگان شريف و عزيز اين شهدا در غم و سوگ شريك و رحمت واسعه خداوند رحمان را براي اين مظلومان و صبر و شكيبايي رابراي بازماندگان محترم آنان از درگاه خداوند متعال خواستارم. رحمت خدا و درود بي پايان ملت بر شهداي انقلاب از پانزده خرداد 42 تا 7 تيرماه 60 و سلام و تحيت بر مظلومان جهان و مظلومان ايران در طول تاريخ. روح الله الموسوي الخميني - نهم تيرماه 1360
اسامى شهداى انفجار دفتر مركزى حزب جمهورى اسلامى آيت الله دكتر سيد محمد حسينى بهشتى - رئيس ديوان عالى كشور دكتر محمد على فياض بخش - وزير مشاور و سرپرست سازمان بهزيستى كشور دكتر محمود قندى - وزير پست و تلگراف و تلفن حبيب الله مهمانچى - معاون امور پارلمانى و هماهنگ وزارت كار مهندس توحيد رزمجومين - عضو هياءت مديره گروه صنعتى ملى على اكبر سليمى جهرمى - دبير كل سازمان امور ادارى و استخدامى | |

عجب صبری خدا دارد!
اگر من جای او بودم.
همان یک لحظه اول ،
که اول ظلم را میدیدم از مخلوق بی وجدان ،
جهانرا با همه زیبایی و زشتی ،
بروی یکدیگر ،ویرانه میکردم.
عجب صبری خدا دارد !
اگر من جای او بودم .
که در همسایه ی صدها گرسنه ، چند بزمی گرم عیش و نوش میدیدم ،
نخستین نعره مستانه را خاموش آندم ،
بر لب پیمانه میکردم .
عجب صبری خدا دارد !
اگر من جای او بودم .
که میدیدم یکی عریان و لرزان ، دیگری پوشیده از صد جامۀ رنگین
زمین و آسمانرا
واژگون ، مستانه میکردم .
عجب صبری خدا دارد !
اگر من جای او بودم .
نه طاعت می پذیرفتم ،
نه گوش از بهر استغفار این بیدادگرها تیز کرده ،
پاره پاره در کف زاهد نمایان ،
سبحۀ، صد دانه میکردم .
عجب صبری خدا دارد !
اگر من جای او بودم .
برای خاطر تنها یکی مجنون صحرا گرد بی سامان ،
هزاران لیلی ناز آفرین را کو به کو ،
آواره و ، دیوانه میکردم .
عجب صبری خدا دارد !
اگر من جای او بودم .
بگرد شمع سوزان دل عشاق سر گردان ،
سراپای وجود بی وفا معشوق را ،
پروانه میکردم .
عجب صبری خدا دارد !
اگر من جای او بودم .
بعرش کبریایی ، با همه صبر خدایی ،
تا که میدیدم عزیز نابجایی ، ناز بر یک ناروا گردیده خواری میفروشد ،
گردش این چرخ را
وارونه ، بی صبرانه میکردم .
عجب صبری خدا دارد !
اگر من جای او بودم.
که میدیدم مشوش عارف و عامی ، ز برق فتنۀ این علم عالم سوز مردم کش ،
بجز اندیشه عشق و وفا ، معدوم هر فکری ،
در این دنیای پر افسانه میکردم .
عجب صبری خدا دارد !
چرا من جای او باشم .
همین بهتر که او خود جای خود بنشسته و ،تاب تماشای تمام زشتکاریهای این مخلوق را دارد،!
و گر نه من بجای او چو بودم ،
یکنفس کی عادلانه سازشی ،
با جاهل و فرزانه میکردم .
عجب صبری خدا دارد ! عجب صبری خدا دارد !
شعر از :استاد رحیم معینی کرمانشاهی

+دانلود کتابهای شهید چمران از سایت شهید چمران
پیام حضرت امام خمینی به منسبت شهادت مصطفی چمران
عکسهای دکتر شهید مصطفی چمران
کتاب بینش و نیایش شهید چمران
دانلود کتاب انسان و خدا شهید چمران
دانلود کتاب خدابود و دیگر هیچ نبود شهید چمران
بینش و نییایش

فهرست کتاب
پیام حضرت امام خمینی به مناسبت شهادت دکتر مصطفی چمران
مقدمه: شناختی از شهید دکتر مصطفی چمران
فصل اول: بینش
بخش اول: تأثير پيروزي انقلاب اسلامي ايران بر منطقه و كشورهاي اسلامي جهان
بخش دوم :انقلاب اسلامي ايران در راه تحقق ظهور حضرت مهدي(عج)
فصل دوم : نيايش (گزيده اي از راز و نيازهاي دست نوشته)
بخش اول
بخش دوم

دکتر شریعتی

يكى از اين بزرگان علامه مولى احمد بن محمد مهدى فاضل نراقى (م ۱۲۴۵ ق) است. وى در چهاردهم جمادى الثانى، در عهد سلطنت كريم خان زند در سال ۱۱۸۵ ق در خاندان علم و فضيلت در نراق ديده به جهان گشود.
وى دوران نوجوانى و جوانى را در شهر كاشان و در محضر پدر بزرگوارش محقق نراقى (م ۱۲۰۹ ق) حدود سالهاى ۱۱۹۰تا ۱۲۰۵ در پانزده سال اواخر عمر پدر بزرگوارش به تحصل دورههاى مقدمات، سطح و خارج گذراند و عمده تحصيل وى در اين ايام مىباشد. وى درباره پدرش غالبا عبارت (من اليه فى جميع العلوم استنادى) را بكار برده است.
از همان ابتدا وى با استعداد قوى و همت عالى و ذهن توانايى كه داشت بسرعت مدارج علمى را طى نموده و خود شروع به تدريس معالم و مطول نمود. وى در حاليكه در سال ۱۲۰۵ به درجه اجتهاد نائل شده بود همراه پدر بزرگوارش به عتبات عاليات مشرف و مراتب عالى تحصيلات حوزوى را در آنجا مىگذراند.
در آنجا از محضر بزرگانى همچون سيد محمد مهدى بحرالعلوم (م ۱۲۱۲ ق) سيد على طباطبائى، صاحب الرياض (م ۱۲۳۱ق)، سيد مهدى شهرستانى (م ۱۲۱۶ ق)، شيخ محمد جعفر نجفى (م ۱۲۲۸ ق)، استفادههاى وافرى برده و به تدريس، تحقيق و تأليف مىپردازد. هنوز بيش از چهار سال از اقامت وى در نجف اشرف نمىگذشت كه به خاطر وفات پدر بزرگوارش در سال ۱۲۰۹ ق بناچار به كاشان باز مىگردد و به جاى پدرش مسؤليت اداره حوزه علميه، تدريس و خدمت به مردم آن سامان را به عهده مىگيرد.
اگرچه در زمان وى فقهاى بزرگ و مشهورى وجود داشتهاند اما شخصيت اجتماعى وى دركنار ابعاد ديگر، او را از ديگران ممتاز نموده است.
اشتغال به امور اجتماعى و سياسى و سعى وى در طرح مباحث جديد فقهى به گونهاى كه با مسائل مستحدثه هماهنگ باشد او را به فقيهى زمان شناس، مبتكر و مجدد كه حقايق زمان خود را بخوبى درك مىكرد تبديل كرده بود نمونههايى از درك عميق از حقايق و تحقيق فراگير وى را در كتاب عوائد الايام مىتوان ديد طرح مبحث ولايت فقيه از نمونههاى بارز اين ابتكارات مىباشد وى بر خلاف اكثر فقهاى قبل از خود به اين بحث به صورت يك مسئله فرعى جزئى نگاه مىكردند و آن را در امور حسبيه و صرف موارد زكاة و خمس منحصر مىديدند، بين حكومت اسلامى و مبحث ولايت فقيه جمع نموده و آن را به صورت مفصل و منسجم مطرح نموده است.
اين ستاره فروزان آسمان فقه و فقاهت در ۲۳ ربيع الثانى سال ۱۲۴۵ ق در اثر بيمارى وبا كه نراق و كاشان و اطراف آن را فراگرفته بود چشم از جهان فروبست بدن مطهر او به نجف اشرف منتقل و در جانب صحن مرتضوى و پشت سر مبارك مولى الموحدين على بن ابى طالب(ع) و در كنار قبر پدر بزرگوارش به خاك سپرده شد.
اى خوش آن صبحدمى كايت بشرا رسدم / نفحه روح قدس از دم عيسى رسدم
بشكند مرغ سماوى نفس ناسوتى / اذن پرواز سوى عالم بالا رسدم


مشهد نامه ابن بسیج الملک ارشد طلب فنی نژاد طهران شمال قبادیانی
حاشیه ای ( تاریخی علمی ادبی فرهنگی هنری تربیتی شخصیتی حیثیتی کیفیتی مروتی ...)
بر سفر مشهد اسفند هشتاد و شش بسیج دانشجویی دانشکده فنی واحد تهران شمال
در ادامه مطلب
ادامه مطلب...

http://www.mechanic2020.blogfa.com/
نویسنده ی وبلاگ:
سید صادق فرقانی
دانشجوی مهندسی مکانیک دانشگاه صنعتی امیرکبیر(پلی تکنیک تهران) هستم.
هدفم از ایجاد این وبلاگ به اشتراک گذاشتن اطلاعاتم در زمینه های مهندسی مکانیک با بقیه ی دوستانیه که به این رشته علاقه دارند و یا در حیطه ی مکانیک مهندسی فعالیت می کنند.
البته در این وبلاگ به مسائل غیر علمی هم در حد ممکن پرداخته می شود!!!
نظرات ارزشمند شما می تواند باعث بهبود کیفیت وبلاگ شود.
ادامه مطلب...





خيلي عادي از كنارش داشتم رد مي شدم كه چشمم افتاد به يه پيكان قراضه كه كنار اين بساط پهن بود و كلي هم نوشته بر روش چسبونده شده بود . بيشتر كه دقت كردم يه روحاني با لباس روحانيت ديدم كه كنار اين بساط وايساده بود و در واقع بساط چي قصه ما همين حاج آقا بود .
نگاه به نوشته هايي كه روي ماشين چسبانده شده مي كنم

((آنچه كه قصد اهداي آن را داريد ، روز پنج شنبه از ساعت ۸ تا ۱۱ صبح به اين مكان بياوريد))
((شهري پر از برج ، با شكاف عميق طبقاتي در بين مسلمانان بالاخص شيعه جايگاهي ندارد))
(( آنچه شما استفاده نمي كنيد چه بسا نيازمندي سخت محتاج آن باشد ))
(( اسباب بازي شكسته كودك شما هديه اي زيبا براي كودكي است كه داشتن آن را در خواب مي بيند ))
دلم پر مي كشه كه برم با اين حاج اقا كه چهره ي عرفاني هم داره صحبت كنم و ببينم منظورش از اين كار چيه . خب همين كارم مي كنم ديگه !!!
دل پر دردي داره . اصلا نياز نيست كه من ازش سوال بپرسم . خودش شروع مي كنه به توضيح دادن .
- بعضي مردم لباساي اضافه شون رو ميارن اينجا و مي ريزن وسط اين بساط و كساني كه محتاج هستن ميان به هر اندازه و نيازي كه دارن برمي دارن و ميرن .
- يكي دو هفته است ميام اينجا و شما هم اگه لباس اضافه داريد بياريد .
- خيلي ها اومدن به من گفتن كه با اين كارت داري لطمه به لباس روحانيت مي زني ولي كسي به لباس روحانيت لطمه مي زنه كه پشت بنز و كاديلاك مي شينه نه من .
- نيازمنداني كه ميان از اينجا لباس برمي دارن نبايد خجالت بكشند ، اون مردم سيري كه خبر ندارن بغل گوششون اين همه محتاجه بايد خجالت بكشن .
- از يك ساعت پيش نزديك به ده تا گوني لباس هاي مختلف بوده كه با توجه به اينكه مستعمل هم بوده اما همش رو بردن و فقط همين يه مقدار مونده .(اشاره مي كنه به بساط پهن شده)
- هر كس مانع اين كار من بشه بايد در محضر خدا پاسخگو باشه .
- من طلبه شدم به خاطر اينكه عاشق اميرالمومنين بودم و الگوي من نيز اميرالمومنين هست و اگر كسي نمي تواند مثل آن حضرت باشه طلبه نيست .
- مطمئن باشيد چشم خيلي ها به وسايلي كه شما نياز نداريد يا عروسكي كه از بين رفته و شما مي خواهيد بندازيد دور ، دوخته شده .
- همين امروز خانمي جوان اومده بود پيش من و مي گفت من سه تا بچه دارم و در خانه مردم كلفتي مي كنم . بايد ماهي چهل و پنج هزار تومن كرايه خونه بدم و صاحبخونه در حال بيرون كردن من از خونه است . حاج اقا ريه هام عفونت كرده و اينم اسپريي هست كه من استفاده مي كنم . حاج آقا ندارم . به خدا ندارم . چي كار كنم ؟؟؟
- كجاي اين كار افراطي گري هست ؟ بذار بگويند طلبه اي كه پيش مردم است به مردم خدمت مي كند .
- اگر كسي بخواهد جلوي كارهاي من را بگيرد من هم در وبلاگم اعتراض مي كنم و بايد پاسخگو باشد .

خيلي از روحانيون از اين كار حاج اقاي قصه ما تعجب كرده بودن . خيلي ها سرشون رو زير مي انداختن و مي رفتن و زير لب چيزي مي گفتن . چند نفر به حاج اقاي قصه ما به شدت اعتراض كردن و تهديدش كردن . يكي دو نفري هم چند كلامي با حاجي صحبت كردن .

ادامه مطلب...

http://egza.wordpress.com/2008/04/22/qu/
برای دانلود روی لینک راست کلیک کرده و گزینه Save Target As یا Save Link As را انتخاب کنید


